پُرخوري احساسي

فرستادن به ایمیل چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

پُرخوري احساسي

تصور کنيد با بهترين دوستتان دعوا کرده‌ايد. يک دعواي احمقانه، چيزي که هر دو شما مي‌توانيد به راحتي فراموش کنيد. اما پُرخوري احساسيدر اين لحظه ناراحت هستيد. وقتي وارد خانه مي‌شويد مادرتان مي‌پرسد مشکل چيست. شما چطور جواب او را مي‌دهيد؟

• به مادرتان مي‌گوييد چه اتفاقي افتاده است و حسابي با او دردودل مي‌کنيد.
يا
• به مادرتان مي‌گوييد همه چيز خوب است و هيچ مشکلي نداريد و يک راست مي‌رويد سر فريزر و يک بستني برمي‌داريد.

آيا خوردن اين بستني واقعاً حالتان را بهتر مي‌کند يا فقط باعث مي‌شود الکي احساس سيري کنيد؟

پُرخوري احساسي چيست؟

پُرخوري احساسي زماني اتفاق مي‌افتد که فرد از غذا بعنوان راهي براي کنار آمدن با احساساتش استفاده مي‌کند نه برآوردن گرسنگي. براي همه پيش آمده است، از سر بي‌حوصلگي يک پاکت چيپس را تمام مي‌کنيم يا وقتي فردا يک امتحان خيلي مهم داريم، يک جعبه شيريني را با ولع مي‌خوريم. اما اينکار وقتي زياد تکرار شود، مي‌تواند بر وزن و سلامت عمومي شما تاثير بگذارد.

همه ما نمي‌توانيم بين خوردن و احساساتمان ارتباط برقرار کنيم. اما درک اينکه چه چيزهايي موجب پُرخوري احساسي مي‌شود مي‌تواند کمکمان کند آن را تغيير دهيم.

يکي از بزرگترين تصورات نادرست درمورد پُرخوري احساسي اين است که تحت تاثير احساسات منفي است. بله آدم‌ها وقتي خيلي استرس داشته باشند، حساس تنهايي کنند، ناراحت، مضطرب يا بي‌حوصله باشند به غذا روي مي‌آورند. اما پُرخوري احساسي مي‌تواند با احساسات مثبت هم در ارتباط باشد، مثل عشق خوردن دسر در روز تولد يا خوردن غذاهاي عيدها و مراسم‌هاي مختلف.

گاهي اوقات پُرخوري احساسي به اتفاقات مهم زندگي مربوط مي‌شود، مثل مرگ يا طلاق. بااينجال بيشتر اوقات اين استرس‌هاي روزمره زندگي است که باعث مي‌شود فرد به دنبال آرامش يافتن از طريق خوردن باشد.

الگوهاي پُرخوري احساسي قابل تشخيص هستند: بچه‌اي که بعد از يک موفقيت شکلات هديه مي‌گيرد، وقتي بزرگ مي‌شود هم همان پاداش را براي موفقيت‌هايش مي‌خواهد. بچه‌اي که براي متوقف شدن گريه‌اش شکلات مي‌‌گيرد، براي آرامش گرفتن در بزرگسالي هم باز به سراغ شکلات مي‌رود.

غذاهاي آرامش‌ بخش

 

همه ما غذاهاي آرامش‌دهنده خاص خودمان را داريم. اين غذاها مي‌تواند با جنسيت و خلق‌وخوي ما هم در ارتباط باشند. يک تحقيق مشخص کرده است که افراد شاد دوست دارند چيزهايي مثل پيتزا بخورند درحاليکه افراد ناراحت بستني يا شيريني را ترجيح مي‌دهند افراد بي‌حوصله چيزهاي شور و کرانچي مثل پفک و چيپس هوس مي‌کنند. محققان همچنين متوجه شده‌اند که مردها معمولاً غذاهاي داغ خانگي را دوست دارند و خانم‌ها بيشتر بستني و شکلات دوست دارند.

اين تحقيق يک سوال مطرح مي‌کند: آيا هيچکس هوس خوردن هويج يا کرفس نمي‌کند؟ محققان به دنبال اين سوال هم هستند. آنها دريافته‌اند که غذاهاي پرچرب مثل بستني برخي موادشيميايي در بدن که يک حس شادي و ارضاي موقتي ايجاد مي‌کنند را فعال مي‌سازند. اين کيفيت تقريباً اعتيادآور باعث مي‌شود باز هم وقتي ناراحت مي‌شويد به همين موادغذايي رو بياوريد.

گرسنگي جسمي درمقابل گرسنگي احساسي

 

همه ما تا حدي دچار پُرخوري احساسي مي‌شويم اما اين مسئله براي بعضي افراد واقعاً يک مشکل بزرگ است و موجب افزايش وزن جدي مي‌شود.

مشکل پُرخوري احساسي (جدا از مشکلات جسمي که به همراه دارد) اين است که وقتي لذت خوردن از بين رفت، احساساتي که موجب آن شده بود هنوز باقي مانده است. و معمولاً از مقدار غذايي که خورده‌ايد احساس حتي بدتري هم به شما دست مي‌دهد. به همين دليل است که بايد تفاوت بين گرسنگي جسمي و گرسنگي احساسي را بفهميد.

دفعه بعدي که احساس کرديد دوست داريد به سراغ تنقلات برويد، ببينيد گرسنگيتان از چه نوع است.

گرسنگي جسمي

گرسنگي احساسي

به صورت تدريجي ايجاد مي‌شود و مي‌توانيد آن را نگه داريد.

درمقابل

فوراً و يکباره ايجاد مي‌شود.

با هر جور غذا برطرف مي‌شود.

درمقابل

هوس‌هاي خيلي خاص مثل بستني يا پيتزا ايجاد مي‌کند.

وقتي سير شديد، مي‌توانيد دست از خوردن برداريد.

درمقابل

بيشتر از آنچه به طور عادي مي‌خوريد خواهيد خورد.

احساس گناه از خوردن ايجاد نمي‌کند.

درمقابل

بعد از آن غذاب وجدان مي‌گيريد.

سوالاتي که بايد از خود بپرسيد

 

مي‌توانيد اين سوالات را درمورد گرسنگيتان از خود بپرسيد:

• آيا بيشتر از حد معمول غذا خورده‌ام؟
• آيا در زماني غيرطبيعي غذا خورده‌ام؟
• آيا وقتي غذا مي‌بينيم نمي‌توانم خودم را کنترل کنم؟
• آيا از چيزي ناراحت يا مضطرب هستم، مثلاً در مشکلي در مدرسه، اجتماع يا يک اتفاق خاص؟
• آيا اتفاق بزرگي در زندگي‌ام افتاده است که براي کنار آمدن با آن مشکل دارم؟
• آيا چاق هستم يا اضافه‌وزن داريم يا اخيراً وزنم به طور محسوسي بالا رفته است؟
• آيا ساير افراد خانواده‌ام براي آرامش گرفتن به خوردن روي مي‌آورند؟

اگر پاسخ شما به بيشتر اين سوالات مثبت باشد، اين احتمال وجود دارد که خوردن برايتان به مکانيزمي براي کنار آمدن با مشکلات تبديل شده است نه سوخت‌ رساندن به بدنتان.

شکستن چرخه

 

کنترل پُرخوري احساسي يعني راه‌هايي براي کنار آمدن با موقعيت‌ها و احساساتي که شما را به سمت خوردن مي‌کشاند پيدا کنيد.

مثلاً آيا هر روز که از مدرسه به خانه مي‌آييد اتوماتيک‌وار به سمت آشپزخانه کشيده مي‌شويد؟ يک لحظه مکث کنيد و از خودتان بپرسيد، "آيا واقعاً گرسنه‌ام است؟" آيا براي تمرکز کردن مشکل داريد يا احساس ناراحتي مي‌کنيد؟ اگر اين علائم نشانه گرسنگيتان بود، يک غذاي سبک و سالم براي خوردن انتخاب کنيد.

واقعاً گرسنه‌تان نيست؟ اگر خوردن بعد از مدرسه بخشي از عادت روزانه‌تان درآمده است، از خودتان علت را بپرسيد.

چند نکته کاربردي

 

اين سه راهکار مي‌تواند کمکتان کند:

1. بفهميد چرا غذا مي‌خوريد و يک فعاليت براي آن جايگزين کنيد.

مثلاً :

• اگر بي‌حوصله هستيد يا احساس تنهايي مي‌کنيد، به يکي از دوستانتان زنگ بزنيد و با او حرف بزنيد.
• اگر استرس داريد، يوگا را امتحان کنيد. يا به يک موسيقي خوب گوش دهيد، حتي مي‌توانيد برقصيد تا جاييکه ميلتان به خوردن از بين برود.
• اگر خسته هستيد، به برنامه خوابتان فکر کنيد. خستگي مي‌تواند خيلي شبيه به گرسنگي باشد و اگر بي‌خوابي شب موجب خستگي روز شده باشد غذا هم هيچ کمکي به برطرف کردن آن نخواهد کرد.
• اگر براي گذران وقت مي‌خوريد، کتاب‌هاي مدرسه را باز کنيد و درستان را بخوانيد. مطمئن باشيد که بعدش احساس بسياري بهتري پيدا مي‌کنيد.

2. احساساتي که گرسنگيتان را تحريک مي‌کند را يادداشت کنيد. يکي از بهترين راه‌ها اين است که يک دفتر يادداشت براي احساسات و تغذيه‌تان داشته باشيد. هر چيزي که مي‌خوريد، مقدار آن و احساس که در آن زمان داشتيد را يادداشت کنيد و اينکه آيا واقعاً گرسنه‌تان بوده است يا فقط براي آرامش گرفتن غذا خورده‌ايد.

با اين روش مي‌توايند رابطه بين پُرخوري‌ها و احساساتتان را پيدا کنيد. مي‌توانيد از اين اطلاعات براي انتخاب‌هاي بهتر (مثلاً يک پياده‌روي براي تغيير روحيه‌تان) استفاده کنيد.

3. قبل از خوردن کمي تامل کنيد. معمولاً بدون اينکه خودمان را بررسي کنيم روزمان را با عجله تمام مي‌کنيم. استرس داريم، مشغله‌مان زياداست و اينقدر گرفتار هستيم که وقت براي فکر کردن درمورد خودمان نداريم. به جاي اينکه به محض رسيدن به خانه سراغ خوردن برويد، چند دقيقه مکث کنيد تا از يک مرحله از روزتان وارد مرحله ديگر آن شويد. به اتفاقاتي که آن روز افتاده فکر کنيد. ببينيد اين اتفاقات چه احساساتي در شما ايجاد کرده است: شادي؟ قدرشناسي؟ هيجان؟ عصبانيت؟ نگراني؟ حسادت؟ تنهايي؟

درخواست کمک

 

خيلي از ما حتي وقتي مي‌فهميم که چه اتفاقي مي‌افتد، هنوز براي شکستن چرخه پُرخوري احساسي نياز به کمک داريم. آسان نيست—مخصوصاً وقتي پُرخوري احساسي موجب افزايش وزن و پايين آمدن اعتمادبه‌نفسمان شده باشد. پس تنهايي با آن برخورد نکنيد.

مي‌توانيد از متخصصين کمک بگيريد. مشاوران و روانشناسان مي‌توانند به شما براي کنار آمدن با اين مشکل کمک کنند. متخصصين تغذيه مي‌توانند به شما براي شناخت الگوهاي غذايي خود و داشت يک رژيم‌غذايي بهتر کمک کنند. متخصصين تناسب اندام به شما کمک مي‌کنند با ورزش وزنتان را پايين بياوريد و استرستان را خالي کنيد.

اگر نگران وضعيت غذاخوردنتان هستيد، حتماً با دکترتان در اين باره صحبت کنيد. او مي‌توانيد کمکتان کند با اطمينان به اهداف کاهش‌وزنتان برسيد و متخصصين مربوطه را به شما معرفي مي‌کند تا شما را با برقراري يک ارتباط صحيح و سالم با غذاها آشنا کنند


مطالب مشابه
مطالب مشابه جدیدتر
مطالب مشابه قدیمی تر

 


نوشته های دیگر

Powered By relatedArticle

محبوب ترین ها